پس از سالها مطالعه، اخیرا در کتابی تحت عنوان Circles of reasoning یا حلقه های استدلالی به توضیح فرضیه ای برای ساختار کیهان، نیروهای موجود در آن و کنش و واکنش های بین آن پرداخته ام. در ادامه مختصری درباره این کتاب نوشته ام:

در علم فیزیک تاکنون چهار نیرو شناخته شده است: نیروی هسته ای ضعیف، نیروی هسته ای قوی، نیروی گرانش و نیروی الکترومغناطیس. اما این نیروها برای من قانع کننده نبودند. به نظرم اینطور می آمد که نیروهای دیگری هم در جهان وجود دارند.

در جهان امروز تمرکز بر ماده و انرژی است. یعنی کل کیهان تشکیل شده از این دو شناخته می شود. اما من با خودم فکر کردم اگر که حیات و اطلاعات را هم به این مجموعه اضافه کنم، جهانی چهار جزیی خواهیم داشت: ماده، انرژی، حیات و اطلاعات. همه این چهار عنصر تشکیل دهنده جهان در عین مستقل بودن و متفاوت بودن در کنار هم وجود دارند. پس احتمالا به هم قابل تبدیل هم هستند، همانطور که ماده به انرژی و برعکس. در واقع خاک با ورود به گیاه حیات پیدا می کند و با مرگ یک حیوان، عنصر حیات او به ماده و انرژی تبدیل می شود. در مرحله بعد برای این عناصر می توان قایل به سطح هایی شد. به عنوان مثال، ماده از عناصر ساده تا مولکولهای آلی پیچیده کربنی وجود دارد.


این سیر تکاملی برای سایر عناصر تشکیل دهنده جهان نیز وجود دارد.، کما اینکه موجودات زنده از تک یاخته ای ها، تا انسان متغیرند. اما در مورد اطلاعات، این طبقه بندی به صورت: داده، اطلاعات، دانش، فهم و خرد می باشد.

در جهان همه مواد، از این چهار جزء به میزان های متغیر تشکیل شده اند، مثلا سنگ، شامل  ماده معدنی، انرژی پتانسیل، اطلاعات در حد داده و حیات کمتر از یک واحد (بیجان) تشکیل شده است. و در کل عالم به طور مستمر این عناصر در حال تبدیل به یکدیگر یا ارتقا در همان عنصر به سطوح بالاتر یا پایین تر هستند. اما این تغییر و تحول مستمر چگونه رخ می دهد؟

چیزی که به جهان حرکت می بخشد، وقایع هستند که به طور مستمر و بی وقفه رخ می دهند و وجود کیهان بدون وقایع قابل تصور نیست. این وقایع از انفجار یک ستاره، تا تکان دادن دست برای باز کردن یک پنجره، تا پرواز یک پروانه در هوا متغیرند. اما در همه این وقایع تغییر وتبدیل عناصر چهارگانه به یکدیگر وجود دارد.

این تبدیل مکرر، در اثر رخ داد وقایع به تولید یک نوع انرژی پتانسیل به نام "انرژی پتانسیل واقعه" منجر می شود، که در حول وجود تولید کننده آن باقی می ماند تا یا با اثر مجدد بر همان، و یا در تقابل با سایر چیزهای موجود در اطراف اش خنثی گردد.

این انرژی مانند انرژی پتانسیل رایج، در حول ایجاد کننده اش، ذخیره می گردد و خنثی نمی شود تا زمانی که با تراکنش با نیروهای اطراف اش، آزاد شده یا خنثی شود.

اما این انرژی پتانسیل واقعه، برخلاف نوع رایج فیزیکی آن، دارای دو نوع مثبت و منفی است. اگر که این انرژی در اثر تبدیل عنصری به سطح بالاتر یا به عنصری متعالی تر، تولید شده باشد انرژی مثبت و در غیر اینصورت انرژی منفی دارد.

این بار انرژِی در تقابل آن با سایر انرژی ها نیز نقش بازی میکند و انرژی های هم بار را تقویت و موارد مخالف را تضعیف میکند. این تقابل این انرژی ها، بسان حلقه های چرخ دنده مانندی می مانند که به دور هم می پیچند و براساس قدرت و جهت شان بر هم اثر می گذارند و نتیجه نهایی براثر برایند این نیروها ایجاد می شود. این تراکنش بین این نیروها میتواند به طور فرضی توضیحی یرای رخداد آنچه توقع ندارم و عدم رخداد آنچه انتظار داریم باشد.

این چرخ دنده های فرضی بسان حلقه های هوشمند یا هدفمندی هستند که پیرامون عامل تولید کننده، با حلقه های هوشمند دور و بر خود، در تقابل مستمر هستند. در چنین فضایی کل جهان مملو از حلقه های هوشمند انرژی می گردد که مداوم بر هم تاثیر دارند و نیروی آنها با هم جمع و تفریق می شود. از تجمع این نیروها در سطوح مختلف جهان، حلقه های انرژی بزرگتری تولید می شوند که می توان از جمله ، جامعه، طبیعت و کیهان را به ترتیب نام برد.

پس در چنین فرضی، کل جهان در معرض و تقابل همیشگی نیروهای انرژی دایره واری است که از یک فرد شروع شده و به خانواده، جامعه، طبیعت و کیهان پیرامون وی پیوند می خورد. در چنین شرایطی میتوان توقع داشت که کلیه وقایع در جهان بر هم اثر داشته باشند و بال زدن یک پروانه بر ایجاد یک سونامی (اثر پروانه) بی تاثیر نباشد.

برای مطالعه متن کامل کتاب به وبسایت آمازون در این آدرس مراجعه نمایید.